مهارت‏های فرستندگی شامل محتوای کلام یا آنچه که بیان می‏شود و هم این که چگونه پیام با دیگران ارتباط پیدا می‏کند، می‏باشد. ارتباط خوب مستلزم درک صحیح اجتماعی (مهارت‏های گیرندگی، توانایی برنامه‏ریزي)، شناختی (مهارت‏های پردازش، قبل از دادن یک پاسخ)، رفتار موثر (مهارت فرستندگی) می‏باشد در مجموع هندسی[1] (2008) بر این نکات تاکید دارند.

  • نخست این که رفتارهای اجتماعی هدفمندند. ما از این رفتارها برای کسب نتایج مطلوب استفاده می‏کنیم و بنابراین برخلاف سایر رفتارها که اتفاقی یا غیرعمدی هستند، مهارت‏های اجتماعی هدف دارند.
  • دومین ویژگی رفتارهای اجتماعی ماهرانه به هم مرتبط بودن این توانایی هاست. یعنی آنها رفتارهای متفاوتی هستند که به منظور دستیابی به هدف ویژه مورد استفاده قرار می‏گیرند و ما به طور همزمان از آنها استفاده می‏کنیم.
  • سومین ویژگی مهارت‏های اجتماعی متناسب بودن آن با وضعیت است. فردی از لحاظ اجتماعی ماهر است که بتواند رفتارهایش را متناسب با انتظارات دیگران تغییر دهد. به این ترتیب داشتن ارتباط ماهرانه بستگی به استفاده صحیح (از لحاظ بافتی) تسهیل کننده (از لحاظ رفتاری) از شیوه‏های برقراری ارتباط مناسب کارآمد با دیگران دارد.
  • چهارمین ویژگی مهارت‏های اجتماعی دین است که این مهارت‏ها در واقع واحدهای رفتاری مجزا هستند. فردی که از لحاظ اجتماعی مهارت دارد، قادر است رفتارهای مختلف و مناسبی داشته باشد. این توانایی‏های اجتماعی را در قالب عملکرد رفتاری پی ریزی می‏کند. این نکته یکی از ویژگی‏های باز ارتباط اجتماعی ماهرانه است.
  • آخرین مورد از ویژگی‏های مهارت‏های اجتماعی این است که افراد بر این مهارت‏ها کنترل شناختی دارند. بنابراین کسی که از لحاظ اجتماعی کمبود مهارت دارد، ممکن است عناصر اصلی مهارت را فرا گرفته باشد اما از فرآیندهای فکری لازم برای استفاده از این عناصر در تعاملات خود بی بهره باشد (نریمانی و همکاران، 1383)

بنابراین مهارت‏های اجتماعی، رفتارهای آموختنی هستند که بر روابط میان افراد تاثیر می‏گذارند. این مهارت‏ها از رفتارهای مشخص و مشتمل بر توانایی شروع ارتباط دارد به پاسخ تشکیل شده اند و احتمال دریافت تقویت اجتماعی را به بیشترین حد می‏سازند و نیز ماهیتی تعاملی دارند و وابسته به موقعیت هستند.

با توجه به این تعریف‏ها می‏توان گفت که مهارت‏های اجتماعی، رفتارهایی هستند که رشد آنها می‏تواند به عملکرد موثر و مفید بودن فرد در اجتماع کمک کند. در اکثر کودکان، رشد مهارت‏های اجتماعی مناسب از طریق تعامل با والدین، خواهران، برادران، بستگان و همسالان و طی فرآیندی به نسبت آرام و خود به خود صورت می‏گیرد (لونیس[2] و افروسینی، 2008).

 

مهارت‏های اجتماعی چه نوع مهارت‏هایی هستند؟

درباره این که مهارت‏های اجتماعی واقعا چه نوع مهارت‏هایی هستند و چگونه باید آنها را تعریف کرد. تا حدی ابهام وجود دارد. علت عمده این است که گروه‏های حرفه‏ای گوناگون (مانند مددکاری اجتماعی، تعلیم و تربیت ویژه، روان شناسی مدرسه، روان شناسی رشد و روان شناسی بالینی، روان پزشکی و پرستاری روانی) نسبت به مطالعه این موضوع علاقه نشان داده نو راه حل‏هایی برای‌آن ارائه کرده اند. به همین ترتیب، افراد حرفه‏ای با جهت گیری‏های نظری متعدد نسبت به بررسی این موضوع علاقه مند شده‏اند، مانند روان شناسان رفتاری، روان شناسان رشدی، روان شناسان مدرسه، روان پزشکان و متخصصان تعلیم و تربیت. در میان روانشناسان رفتاری گروه‏های فرعی دیگری نیز وجود دارد. مانند شرطی سازی عامل، نظریه یادگیری اجتماعی و شناخت- رفتار درمانی که به مطالعه مهارت‏های اجتماعی علاقه نشان داده‏اند. این نظریه‏ها بعدا مورد بررسی قرار خواهند گرفت (موریس[3]، 2009).

مسأله دیگر ابهامی است که از وجود انواع گروه‏های فرعی کودکان که مورد مطالعه و تحت درمان قرار گرفته اند، ناشی می‏شود. با در نظر داشتن جامعه کلی کودکان، مهارت‏های میان فردی، تعریف نمونه‏ای است که مورد استفاده قرار گرفته است. در مورد افراد عقب مانده ذهنی، به طور مثال تعریف مهارت‏های اجتماعی توسعه یافته، شامل یک مجموعه رفتارهای متفاوت از قبیل مهارت‏های مربوط به لباس پوشیدن و بهداشت شخصی می‏شود. با توجه به وجود پیوستگی در گستره گروه‏هایی از کودکان که تحت درمان واقع شده اند، این رفتارها به نحو مطلوبی با تعریف مهارت‏های اجتماعی تناسب ندارند. در هر حال، این مسائل نشانگر این است که در میان اشخاصی که در این رشته کار می‏کنند، ابهام‏های متعددی وجود دارد.

با فرض این که تعریف دقیق تری از پاسخ‏های میان فردی به کار رود، مشخصا این رفتارهای میان فردی چگونه رفتارهایی هستند و چه عواملی در شکل گیری این گونه پاسخ‏ها شرکت می‏کنند؟ ذیلا یک بررسی فشرده و کوتاه از این دو مسئله از نظرتان خواهد گذشت. این مسائل از اهمیت خاصی برخوردارند و موضوع‏های اصلی تحقیق و تمرین‏های بالینی را شکل می‏دهند (موریسون[4] و همکاران، 2009)

این نکته را همواره باید به خاطر سپرده، شخصی که مهارت‏های لازم را کسب کرده است، شخصی است که می‏تواند به خوبی با محیطش سازش کند و یا این که شخصی است که می‏تواند (به ویژه در مورد کودکان) از طریق برقرار کردن ارتباط با دیگران از موقعیت‏های تعارض آمیز کلامی و فیزیکی اجتناب کند. از سوی دیگر، شخصی که مهارت‏های اجتماعی لازم را کسب نکرده است، شخصی است که اغلب دچار مسائل رفتاری است مانند این که با دیگران دعوا می‏کند، در میان همسالان و بزرگسالان محبوب نیست و با معلم و یا سایر افراد حرفه‏ای به خوبی کنار نمی آید (همان منبع) چنین شخصی اغلب به منزله شخصی که نسبت به حقوق و مزایای دیگران بی توجه است و به عنوان فردی که در رفتارش بسیار خودمحور است، قلمداد می‏شود. رفتارهای بی شماری که تحت عنوان کلی اختلال‏های رفتاری قرار می‏گیرند، در پیشینه مربوط به مهارت‏های اجتماعی به شکل کمی عرضه شده اند. کودکانی که از نظر مهارت‏های اجتماعی ضعیف هستند و به اختلال‏های رفتاری مبتلا می‏باشند، اغلب از قوانین پذیرفته شده جامعه پیروی نمی کنند و از نظر رفتارهای اجتماعی غیرقابل پذیرش مورد توجه قرار می‏گیرند، مانند فحش دادن، جواب سربالا دادن به بزرگترها، مشاجره با همسالان، امتناع از پذیرش حقوق دیگران (امتناع از رعایت نوبت یا داخل صف زدن هنگام صرف غذا). شخصی که مهارت‏های اجتماعی را کسب کرده است. یعنی شخصی که یاد گرفته است به مهارت‏های اجتماعی عمل کند، مهارت‏های اجتماعی را در رفتارهایش نشان دهد و یا امکان دارد پیامدهای مثبتی را در رفتارش نشان دهد. چنین شخصی به احتمال زیاد انواع تقویت کننده‏هایی را که اکثر ما آنها را از نظر اجتماعی قابل پذیرش می‏دانیم، دریافت می‏کند (پاولس و الیوت[5]، 2010).

برای آنکه مهارت‏های اجتماعی بهتری داشته باشید، بهتر است از این اصول  استفاده کنید.

[1] – hennessy

[2] – Loannis and Efrosini

[3] – Morris

[4] – Morrison

[5] – Powless and Elliott

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

تأثیر یادگیری مشارکتی (جیگ ساو) بر مهارت‏های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش ‏آموزان دختر پایه هفتم شهرستان جم