از بين رفتن آرامش واقعي

از بين رفتن رفاه و آرامش حقيقي افراد، ديگر پي‌آمدتجمل گرايي است كه خسارت‌هاي بسياري هم چون تزلزل در نظام خانوادگي و روابط اجتماعي را به همراه دارد. فرد تجمل گرا هميشه در پي مد و تهيه امكانات و وسايلي است كه از تازگي برخوردار باشند. از اين رو، در جريان تغيير مد و تكاپو براي تغيير دادن وسايل زندگي و لوازم زندگي همواره در تنش و اضطراب روحي به سر مي‌برد. افزون بر آن، حرص دست‌يابي به چنين امور تجملي و آمال و آرزوهاي طولاني تمام وجود او را فرا مي‌گيرد و سبب مي‌شود غمي جان‌كاه، او را به شدت بيازارد.

اصرار بر داشتن زندگي تجملي علاوه بر كمرنگ شدن ارزشهاي انساني و اسلامي, پوچي و بي هدفي را براي حيات انسان به ارمغان مي آورد. تجمل گرايان بي هدف خود را در يك مسابقه و رقابت پر دردسر و جانفرسا درگير مي كنند; هر كجا كه مي روند و به هر خانه اي كه قدم مي گذارند و با هر كس كه مي نشينند, چشمشان به دنبال وسايل تجملي افراد و اطراف است, آرزو مي كنند همه چيز داشته باشند. اگر اطاق را با فرش زيبا و گل … مفروش كنند به دنبالش وسائل لوکس و … مي خواهند و به ناچار راحت طلب و تنبل مي شوند.

بديهي است كه تهيه اين وسايل با هزينه هاي كمرشكن امروز, كار آساني نيست. به تمام آنها نمي توانند برسند و به قسمتي از آنها نيز قانع نيستند و در هر حال تمام افكار و انرژيهاي خود را در اين جهت بكار مي گيرند و در نتيجه از اهداف اصلي خلقت خويش (يعني تربيت و اتصاف به محاسن و مكارم اخلاقي) و داشتن هدف مشخص و آرامش روحي لازم فاصله مي گيرند و زندگي را فقط در مثلث, خوردن, خوابيدن و تجملات خلاصه مي كنند. اينگونه افراد با دلهره و اضطراب زندگي مي كنند, به همه بدبين هستند, شخصيت را در طلا و جواهرات زياد, مبل و دكوراسيون و مهريه بالا و جهيزيه سنگين مي دانند, از غذاي روح غافل مي شوند; اثر ايمان در زندگي آنها كمرنگ و ضعيف مي گردد و خلاصه به هر چه نگاه مي كنند آن را توخالي و بي محتوا مي بينند. رسول گرامي اسلام(ص) مي فرمايد:

«مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ كَثُرَ هَمُّهُ وَ لَمْ يَشْفِ غَيْظَه[1]؛كسي كه چشم خود را براي نگاه كردن به اموال و ثروت ديگران بگشايد, اندوهش طولاني خواهد شد و خشمش هرگز شفا نمي يابد. »

بنابراين، گرفتار اضطراب و دلهره شده و در حفظ و نگهداري وسايل لوكس و تجملاتي زندگي خود, نگران مي شوند و هر روز آرزو مي كنند تا زندگي آرام و بي دغدغه اي داشته باشند.

انسان آگاه و هوشمند از فرجام چنين افرادي عبرت مي‌گيرد و زندگي خود را براساس آموزه‌هاي دين مبين اسلام طرح ريزي مي‌كند و از تجملات دوري مي گزيند.

5-2 آثار و پي آمدهاي اجتماعي

رواج فرهنگ تجمل گرايي  در جامعه تاثيرات مخرب ‌فراواني دارد. روحيه غرور نهادينه مي شودو به تبع آن، احساسات لطيفي چون محبت به همنوع و دستگيري از ‌نيازمندان جاي خود را به چشم و هم چشمي و حسادت مي دهد و اعتماد و اتحاد از جامعه رخت بر ‌مي­بندد.

تـجـمـّل گـرايـي وتـوجـّه بـه ظواهر زندگي آثار شوم و نامطلوبي بر اجتماع دارد كه بطور خلاصه آن را بررسي مي كنيم:

5-2-1 مفاسد اخلاقي و رفتاري[2]

اسراف و زياده روي در هر زمينه اي باعث سقوط اخلاق و نابودي صفات نيکو و موجب رفتار ناپسند و انحطاط شديد فرهنگ و تمدن انساني و از بين رفتن هويت و شخصيت انسان مي شود . افراط در هرکاري به آرمان ها و ارزش هاي اخلاقي و ديني انسان ضرر فراواني مي زند و براي جامعه ناامني روحي ،ناآرامي رواني و ناهنجاريهاي ناگوار به بار مي آورد . [3]

اگر در جامعه روزي به جايي رسيديم که براي داشتن ماشين و خانه و زر و زيور و ماديات بعنوان معيارهاي تشخص و احترام افراد ، بيشتر از ارزشهاي والاي انساني و ديني و تقوي ارزش قايل شديم ، در آنصورت کم کم ارزش ها کم رنگ شده ، و اصول و مباني ديني مورد بي مهري واقع خواهند شد ، و مصاديق و سمبلهاي آن نيز طرد ميشود . در چنين جامعه اي براي رسيدن به اين ارزش کذايي و تو خالي مجبوريم تن به هر کاري بدهيم تا مبادا از احترام ما کاسته شود . آنجاست که رشوه و اختلاس يا خود فروشي و تملق و ريا کاري و هزار مفسده ديگر براي رسيدن به اين جايگاه مباح مي گردد .

[1] محمد بن يعقوب کليني، پيشين ،ج 2 ،ص 316

[2] البته اين مورد، هم مي تواند فردي و هم اجتماعي باشد.

[3]  ر.ک: ولي الله رستگار جويباري، اسراف از ديدگاه اسلام ، پيشين،  ص 157

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي