مبانی نظری تعارض

اصطلاح تعارض اغلب ادراک مجادلات خصمانه و روابط بدکار است. اگر چه ، تحقیقات نشان داده است که حضور صرف تعارضات لزوماً بد نیست. در حقیقت، برخی رویه های تعارض نتایج مثبتی به بار خواهد آورد. تعارض امکان بیان احساسات مهم و تدبیر راه حل های خلاق برای مشکلات را به زوجین می دهد. علاوه بر این، تعارضی که با موفقیت مدیریت شده باشد می تواند پیوستگی های ارتباطی را قدرتمند کند و انسجام و همبستگی ارتباطی را افزایش دهد.  تعارض زوجی همچنین به رشد اجتماعی کودکان کمک می کند. رایج ترین موضوعات تعارض در رابطه زناشویی عبارت است از ارتباط، دارایی، کودکان، روابط جنسی، تکالیف و وظایف خانگی، حسادت، و خویشاوندان سببی (گاتمن[1]، 1979؛ مید[2] و همکاران، 1990). برخی اوقات آنچه بصورت ظاهری موضوعی بسیار ساده است انعکاسی از کشمکش ارتباطی عمیق تری درباره قدرت و صمیمیت است (مانند اختلاف بر سر زمان با هم بودن زوجین در مقایسه با گذراندن وقت با دیگران). تعارض پایدار درباره چنین موضوعات رابطه ای بیشترین تأثیر را بر رضایت رابطه ای دارد (کوردک[3]، 1994). شدت و اهمیت تعارضات بطور گسترده ای در درون و بین زوجین متفاوت است. برخی تضادها صرفاً اختلافات یا شکایت های ملایم هستند. برخی از آنها کمترین توجه را دریافت می کنند و اثرات کوتاه مدتی بوجود می آورند. دیگر تعارضات نشان دهند کشمکش های مداومی درباره موضوعات مهم شخصیتی است که موجب اضطراب شخصیتی و تنش رابطه ای می گردد. تعارضاتی که عودکننده هستند و در طول زمان پایدارند پیچیده ترین مشکلات را برای پایداری رابطه ایجاد می کنند(للوید[4]، 1990)، با این حال، صدمات رابطه ای زمانیکه زوجین تبادل پیامهای تأییدی را در خلال تعارضات ادامه دهند می تواند تخفیف یابد (جانسون[5] و رولوف[6]، 2000). تعیین اینکه چه مقدار تعارض بین زوج ها نرمال و معمول است دشوار است، اگر چه این مقدار توسط محققان برآورد شده است (مک گانگل[7]، کسلر[8]، و اسکیلینگ[9]، 1992). در حقیقت، متوسط تعداد اختلالفات در سرتاسر ازدواج احتمالاً معنی دار نیست زیرا انواع متفاوتی از ازدواج مقادیر متفاوتی از تعارض را نشان می دهد (فیتس پاتریک[10]، 1988؛ گاتمن، 1994؛ راش[11] و همکاران، 1979). برخی زوجین یک فرهنگ ارتباطی بنا می کنند که گفتگو در آن به کرات تکرار می شود؛ دیگران به ندرت اختلاف را تجربه می کنند و نُرمی را برای عدم توافق فقط در موضوعات مهم بوجود می آورند. با این وجود، الگوهای رشدی، ممکن است پایدار باشد. برای مثال، زوج های مسن تر که سالهای طولانی تری از ازدواج شان گذشته است در مقایسه با زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند با اختلافات کمتری درگیر هستند (زیتلو[12] و سیلارز[13]، 1988). با اینحال، صرف فراوانی اختلافات اطلاعات کمی را درباره سلامت کلی یا پایداری روابط زوجی آشکار می سازد. مهم تر از آن شدت مذاکرات، و روش است که آنها را مدیریت می کنند (برای مثال گاتمن[14]، 1994).

[1] – Gottman

[2] – Mead

[3] – Kurdek

[4] – Lloyd

[5] – Johnson

[6] – Roloff

[7] – McGonagle

[8] – Kessler

[9] – Schilling

[10] – Fitzpatrick

[11] – Raush

[12] – Zietlow

[13] – Sillars

[14] – Gottman

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه تعارضات زناشویی و سبک های حل تعارض در  زوجین دارای رضامندی و عدم رضامندی از ازدواج