این مفاهیم  از چابکی، سازمان را پویا، موقعیت گرا، تغییرپذیر، و رشد محور تجسم می کنند. علت تمایل به پویایی در این است که شرایطی که امروزه از اثر آنها، یک سازمان به چابکی می رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعیت گرایی نیز آن است که محیط بازار بر سطح چابکی مورد نیاز تأثیر می گذارد. دلیل تغییرپذیری نیز این است که چابکی در گرو حرکت سازمان به سمت سازگاری و تطابق است. چابکی به صورت رشد محور است که از راه توانایی سازمان برای ادراک و تصدیق مجدد چشم انداز، بازسازی استراتژی ها، و نوآوری در فنون مصداق می یابد؛ و سازمان چابک بر راه های جدید هدایت سازمان جهت واکنش سریع و موثر نسبت به تغییرات بازارها توجه دارد، که البته این روش ها تا حدود زیادی مبتنی بر محصولات و خدمات مورد نیاز مشتریان هستند. به بیان ساده تر، شالوده سازمان چابک عبارت است از هم سو کردن فناوری های اطلاعاتی، کارکنان، فرایندهای کاری و امکانات در یک سازمان همگن و انعطاف پذیر، تا در این صورت توانایی واکنش سریع نسبت به شرایط در حال تغییر فراهم گردد  ( توورنگ لاین و همکاران، 2005).

ادبیات سیستم های اطلاعات، فناوری اطلاعات را مبنای چابکی بیان می کند و چابکی به عنوان یک قابلیت پویا مفهوم سازی شده تا با به کارگیری فناوری اطلاعات، سازمان ها مزیت رقابتی به دست آورند ( راسخ[1]،2010). در عرصه هایی که تغییر قابل پیش بینی بوده و واکنش لازم را می توان عمدتاً از پیش تعیین کرد، باید انعطاف پذیری را در فرایندهای سازمان و سیستم های فناوری اطلاعات نهادینه نمود. در سایر موارد، اگر تغییر و تحولات غیرمنتظره ای روی دهد که به سختی می توان واکنش نشان داد، بنابراین انعطاف پذیری را نمی توان در فرایندها و سیستم های سازمان جای داد و در واقع به سطح جدیدی از انعطاف پذیری نیاز است که به آن چابکی می گویند. اصطلاح انعطاف پذیری با وجود شباهت هایی که با چابکی دارد، می تواند به عنوان پیش نیازی برای چابکی به کار رود ( هایل بِرس بِرگ و دیگران،2005). سرعت و انعطاف پذیری محور اصلی مفهوم چابکی را تشکیل می دهند. سازمان ها برای اینکه بتوانند به سرعت و با انعطاف پذیری عمل کنند، نیازمند به کارگیری فناوری ها و سیستم‌های اطلاعاتی به روز، سرمایه گذاری بر روی کارکنان دانشگر، انسجام در فرایندهای کسب وکار، هم سو شدن با اشکال مجازی سازمان، همکاری داخلی و خارجی و دست یابی به زنجیره عرضه یکپارچه هستند (‌برو و دیگران، 2001). شریفی و ژانگ میان چابکی و انعطاف پذیری تمایزی قائل نیستند و آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنند، در حالی که، برخی دیگر از صاحب نظران میان این دو مفهوم تمایز قائل شده و انعطاف پذیری را پیش زمینه ای برای چابکی می دانند. یکی از تفاوت های این دو مفهوم  انعطاف پذیری و چابکی  در آن است که انعطاف پذیری مبتنی بر توانایی برای تغییر است، در حال که چابکی مبتنی بر واکنش سریع از طریق کاهش زمان واکنش است. تفاوت دیگر این دو مفهوم در آن است که چابکی مربوط به توانایی های کلی سازمان است ( جعفرنژاد و شهایی، 1386).

2-2-2- تعاریف چابکی

از سال 1991 به بعد پژوهش گران بسیاری در زمینه چابکی فعالیت کرده اند و هرکدام تعاریف متعددی ارائه کرده اند که به برخی از آنها اشاره می شود :

چابکی به معنای توانایی هر سازمانی برای حسگری، ادراک و پیش بینی تغییرات موجود در محیط کاری است. چنین سازمانی باید بتواند تغییرات محیطی را تشخیص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفایی بنگرد. جایی دیگر چابکی توانایی فائق آمدن بر چالش های غیرمنتظره برای رویارویی با تهدیدهای بی سابقة محیط کاری و کسب مزیت و سود از تغییرات به عنوان فرصتهای رشد و پیشرفت تعریف شده است (ژانگ و شریفی،1999).

[1] Raschk

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر چابکی سازمان‌ها‌ ( مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی کرمانشاه، بزرگترین تولید‌کننده اوره در غرب کشور)