انواع هوش

مسأله هوش به عنوان یک ویژگی اساسی که تفاوت فردی را در بین انسان ها موجب می شود از ابتدای تاریخ مکتوب زندگی انسان مورد توجه بوده است. اما از آغاز مطالعه هوش غالبا بر جنبه های شناختی آن نظیر حافظه، حل مسأله و تفکر تأکید شده، در حالی که امروزه نه تنها جنبه های غیر شناختی هوش یعنی توانایی عاطفی، هیجانی، شخصی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد بلکه در پیش بینی توانایی فرد برای موفقیت و سازگاری در زندگی نیز مورد اهمیت واقع شده است(ونگ و لاو[1]،2003).

در حوزه روانشناسی و علوم رفتاري معمولاً باور بر این است که هوش موجودیتی منفرد است که به ارث می رسد و انسان ها مانند لوح سفیدي هستند که هر چیزي را در صورتی که به شیوه اي مناسب ارایه شود، می توان به آن ها آموزش داد. تحقیقات اخیر نشان می دهد که عکس این مسأله صادق است و هوش هاي چندگانه وجود دارد که کاملاً از یکدیگر مستقل هستند. در میان تحقیقاتی که انواع مختلف هوش را کشف کرده اند، هوارد گاردنر (1993)، پیشقدم کار بر روي هوش هاي چندگانه بود .

گاردنر هوش را ظرفیتی براي حل مسایل یا تطبیق ساخته ها متناسب با مجموعه و فرهنگ ها می داند.

تحقیقات گاردنر دلالت بر انواع متفاوت هوش دارد که نسبتاً مستقل از یکدیگر رشد پیدا می کنند

هوش بدنی [2] (PQ):  ابتدایی ترین کانون توجه ما را به خود اختصاص داده است و شامل توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیاء می باشد.

2-2-1-3-2.  هوش عقلانی (IQ) [3] : مربوط به مهارت هاي منطقی و زبان شناسی ماست که بیش از سایر هوش ها در سیستم آموزشی مورد توجه است.

2-2-1-3-3. هوش هیجانی [4] (EQ) : در زمینه کسب موفقیت در بازار نقش مهمی دارد و ما را در برقراري ارتباط یاري می دهد و تا حدي از قابلیت پیشگویی برخوردار است. همچنین هوش هیجانی بیانگر این است که در روابطاجتماعی و شرایط خاص چه عمل مناسب و چه عمل نامناسب است. به عبارت دیگر توانایی همدلی با EQ ، دیگران و شنیدن احساسات آنان است.

2-2-1-3-4. هوش معنوي[5](SQ)  : شامل هدایت و معرفت درونی، حفظ تعادل فکري، آرامش درونی و بیرونی و  عملکردي همراه با بصیرت و ملایمت و مهربانی می باشد و توانایی به دست آوردن قدرتی که ما را براي رسیدن به رؤیاهایمان یاري می دهد (عظیمی هاشمی، 1383).

الگوي مورد نظر، بر اساس این دیدگاه است که کودکان ابتدا بر بدن خود کنترل پیدا می کنند (هوش بدنی)، سپس مهارت هاي زبانی و مفهومی (هوش عقلانی) خود را گسترش می دهند. هوش عقلانی بیشتر در فعالیت هاي مدرسه اي کودك مطرح می شود. مرحله بعدي هوش هیجانی است که براي بسیاري از افراد هنگامی  مطرح می گردد که علاقمند به گسترش روابط خود با دیگران باشند. نهایتاً هوش معنوي زمانی خودنمایی می کند که فرد به دنبال معناي مسایل می گردد و سؤالاتی مانند آیا این، همه آن چیزي است که  وجود دارد را مطرح می نماید.

[1]– Wong, C.S., & Law, K.S

[2] – Physical Quotient

[3] – Intelligence Quotient

[4] – Emotional Quotient

[5] – Spiritual Quotient

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی نقش هوش معنوی و راهبرد های یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان پسر دانشگاه فرهنگیان شهید بهشتی بندرعباس