در اصلاحیه ای که از طرف گلمن بر تعریف فوق الذکر صورت گرفت هوش هیجانی به پنج حوزه تبدیل شد که عبارتند از:

  1. آگاهی از هیجانهای خود
  2. مدیریت هیجانها
  3. برانگیختن خود
  4. شناسایی هیجانهای دیگران
  5. تنظیم روابط خود با دیگران(لارسن، 2011، 24).

 

2-1-3- تعریف هوش هیجانی

دو حوزه ی  متفاوت “هیجان” و “هوش” به کمک هم  سازه ی  هوش هیجانی  را میسازند. هوش هیجانی مشتمل بر توانایی آگاهی نسبت به هیجانها و استفاده از آنها برای افزایش کیفیت زندگی شخصی و اجتماعی است در واقع میتوان گفت که هوش هیجانی شامل توانایی ادراک و بیان دقیق هیجانها استفاده از آنها برای تسهیل افکار و فهم هیجانها مدیریت کنترل آنها برای رشد هیجانی است البته تعدادی  مفاهیم دیگر شامل شایستگی هیجانی[1]، خلاقیت هیجانی[2] ، دقت همدلی[3]، نیز به طور نسبی توسط صاحب نظران و محققان تا کنون برای شرح و توصیف این سازه استفاده شده اند. علیرغم الگوها و نظریات مختلفی که در باب ابعاد و روشهای اندازه گیری هوش هیجانی وجود دارد، اغلب نظریه پردازان طی سالهای اخیر حداقل بر سر یک موضوع اتفاق نظر دارند و آن اینکه هوش هیجانی به موضوعی محوری برای محققان و مشاوران مدیریتی تحصیلی و روانی تبدیل شده است این اهمیت بر اساس شواهدی که طی این فصل مرور خواهد شدبه خوبی در دنیای کار و در سازمانها نیز رخنه نموده است(هریس، 2012، 45).

 

2-1-3-1- تعریف هیجان

در فرهنگ های لغت تعاریف گوناگون  و متناقضی از هیجان وجود دارد یکی از تعاریفی که در اینجا به کار ما می آید و تا اندازه ای  وافی به مقصود است ، هیجان را نوعی حالت احساسی می داند که خودآگاه و ارادی است و طی آن حالتهایی چون شادی ، غم و غصه ، ترس ، تنفر و … تجربه میشوند  و با حالتهایی چون  شناخت  یا انگیزش و اراده تفاوت دارند( فرهنگ لغت راندم هاووس، 1973،ص270 نقل از سیاروچی، فورگاس و مایر،2009،1383). با مقایسه تعاریف گوناگون در می یابیم که هیجان  با شناخت (تفکر) و اراده(آرزوها و انگیزه ها) تفاوت دارد.

 

 

2-1-3-2- تعریف هوش

هوش به صورتهای گوناگونی تعریف شده است. بهترین تعریفی که از هوش وجود دارد و در اینجا  برای هدف ما مناسب است. هوش را” مجموعه ای  از تواناییها ی شناختی  که به ما اجازه می دهند تا نسبت به جهان اطرافمان آگاهی  پیدا کنیم یاد بگیریم و مسائل را حل کنیم” تعریف کرده است. هوش توانایی ذهنی است و قابلیت‌های متنوعی همچون استدلال، برنامه‌ریزی، حل مسئله، تفکر انتزاعی، استفاده از زبان، و یادگیری را در بر می‌گیرد. نظریه‌های هوش در طول تاریخ تغییر کرده‌اند(باتلر و همکاران،2009، 10).

 

[1] Emotional Competence

[2] Emotional Creativity

[3] Accurate empathy

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

شناسایی وتبیین رابطه بین هوش هیجانی با عملکرد شغلی کارکنان (مطالعه موردی: راه آهن جمهوری اسلامی ایران شهر تهران